ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

54

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همين كه فرستادگان بلقيس پيش او بازگشتند و آنچه را كه گذشته بود باز گفتند ، بلقيس گروهى از سروران قوم خود را ، كه فرماندهان لشكرش بودند ، برگزيد و پيشاپيش ايشان به سوى سرزمين سليمان روانه گرديد . و همچنان پيش رفت تا به مقصد نزديك شد و جائى رسيد كه تا آن سرزمين بيش از يك فرسنگ فاصله نداشت . قال : أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ؟ قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ : أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ [ ( 1 ) ] ( سليمان به ياران خود گفت : « كداميك از شما ، پيش از آن كه آنها سر به فرمان من نهند ، تخت بلقيس را به نزد من مىآورد ؟ » عفريتى از جنيان گفت : « من آن تخت را پيش از آن كه تو از جايگاه خود برخيزى به نزدت مىآورم . » ) يعنى : پيش از هنگامى كه برمىخيزى و براى غذا خوردن به خانه مىروى . ولى سليمان گفت : « من مىخواهم آن كار زودتر از اين انجام شود . » قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ : أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ [ ( 2 ) ] ( كسى كه از كتاب خداوندى دانشى داشت - و آن آصف بن برخيا بود و نام بزرگ خدا يعنى اسم اعظم را مىدانست - گفت : « من پيش از آن كه چشم بر هم زنى ، آن تخت را بدين جا مىآورم . » )

--> [ ( 1 ) ] - سوره نمل - آيه‌هاى 38 و 39 [ ( 2 ) ] - سوره نمل - آيه 40